ناگفته ها
لبتان پر خنده قلبتان از مهر آکنده ونوروزتان فرخنده باد . . . خودمونی ما 7 ساله شد! همه گویند که رنگی به رخسار ندارم مرض و درد دل خویش ندانم گفتند راهی شو سوی می کده سازند تورا نوش جامی ز آن می ، کندت از بند رها اولین جام که نوشیدمش از بهر شفا ناگهان یادی نیفتاد ز یادم جز خدا دگر از خود دگرگون و پریشان شدم همچو نادانی ز کار خویش پشیمان شدم سر در گریبان فرو برده و آهسته به راه افتادم در راه روان بودم و ناگه به چاه افتادم از درد دل و پای خودم ناله کنان می گفتم هر که دورش کند از خود ، نادم به پایش افتد کس ندانست مرض و درد دل من چیست مرحم و دوری از یاد خدا می و می کده ها نیست آگه شده از یاد خدا با خود چنان می گفتم هر کجا باشی و باشم سوی تو بر سجده می افتم جاوید شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند.این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار میمانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم میدارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند. در آیین کهن،بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دیماه تاج وتخت شاهی را برزمین میگذاشتند وبا جامهای سپیدبه صحرا میرفتند و برفرشی سپیدمینشستند. شب یلدای هندوانه ای شیکی داشته باشید. برای کامل خواندن متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید.
چرا مادرمان را دوست داریم؟ چون شیرشیشه را قبل از اينكه توی حلق ما بريزند ، پشت دستشان میریزند. چون وقتی تب میکنیم، آنها هم عرق میریزند . چون وقتی توی میهمانی خجالت میکشیم و توی گوششان میگوییم سیب می خوام، با صدای بلند میگویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و ما را عصبانی میکند. و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک میزند، با پدر دعوا میکنند. چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد. چون وقتي تازه ساعت يازده شب يادمان مي افتد كه فلان كار را كه بايد فردا در مدرسه تحويل دهيم يادمان رفته،بعد از يك تشر خودش هم پابه پايمان زحمت ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم. چون وسط سریالهای ملودرام گریه میکنند. چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکر و ذکرش این است که مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل معصومش را کلاه گذاشته باشند. چون شبهای امتحان و کنکور پابه پای ما کم میخوابد اما کسی نیست که برایش قهوه بیاورد و میوه پوست بکند. به خاطر اینکه موقع سربازی رفتن ما، گریه میکند و نذر می کند و پوتینهایمان را در هر مرخصی واکس میزند. می کند که واقعا باور میکنیم شاخ قول شکاندهایم. چون موقع مطالعه عینک میزند و پنج دقيقۀ بعد در حاليكه عينكش به چشمش است ميپرسد:اين عينك منو نديدين؟ چون هیچوقت یادشان نمیرود که از کدام غذا بدمان میآید و عاشق كدام غذاييم ، حتی وقتی که روی تخت بیمارستانند و قرار است ناهار را با هم بخوریم. و چون هروقت باهاش بد حرف ميزنيم و دلش رو براي هزارمين بار ميشكنيم، چند روز بعد همه رو از دلش ميريزه بيرون و خودش رو گول ميزنه كه :بخشش از بزرگانه چون مادرند! که مادر تنها کسی است که میتوانی تمام فریادهایت را بر سرش بکشی و مطمئن باشی که هرگز انتقام نمی گیرد. . . دوست دارم مادرم با اشکای سرازیر شده از چشمانم ، وقتی این متن رو خوندم.
وقتي مي گويم
دوستت دارم
شايد تصور كنی تنها چند واژه ی ساده را در كنار هم گذاشته
ام
و جمله ای را بيان كرده ام
اما...
اين تنها يك جمله نيست !
دنيای لبريز از رويا های سبز
و سرخ !
همين جمله كوتاه!
آری همين چند واژه خود
كتابيست سر شار از معنا
دوستت دارم يعنی بی حضور تو
زندگی برايم بی معناست
بی تو دنيای من به سردی می
گرايد و چشمانم بی فروغ
ميگردد
دوستت دارم يعنی قلب من
منزلگاه توست
و وجودم سرزميني كه تخت
پادشاهی را تنها لايق تو مي
دانم
دوستت دارم
به لطافت باران بهار دوستت
دارم...



ادامه مطلب

چون ما را با درد به دنيا میآورد و بلافاصله با لبخند میپذیرد.
چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب به دستش می دهیم یک طوری تشکر
چون همانجا هم تمام فکر و ذکرشان این است كه واي بچم خسته شد بسكه مريض داري كرد.
پناه بی کسی ها با تو باشد
تمام لحظه های خوب یک عمر
بجز دلواپسی ها با تو باشد
| Design By : shotSkin.com |


